محل حفاری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eبیل مکانیکی، گودبردار، ماشین حفاری، ماشین خاکبرداری
پا فراتر نهادن، فراتر رفتن، تجاوز کردن، بیشتر بودن، زیادهروی کردن، تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نادیده گرفتن
تجاوز از محدوده (حد) سرعت
به جز، به غیر از، سوای، استثنا کردن، مستثنا کردن، جدا کردن
به جز اتوبوس، به استثنای اتوبوس
تابلوی نشاندهنده مجاز بودن عبور وسایل نقلیه به استثنای اتوبوس
زمستان استثنایی
گزیده، قطعه [متن]
زیادهروی، افراط، مازاد، فزونی، اضافی، زیادی
کرایه اضافی، اضافه کرایه
اضافهبار، بار اضافی
مازاد نیرو، فراوانی نیرو
فشار منفذی اضافی (خاک)
بارش اضافی، بارش زیاد
مازاد حریم، حریم اضافی [اصطلاح آمریکایی]