محل ارایه اطلاعات جهانگردی، محل اطلاعرسانی گردشگری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۸۱ مدخل · حرف Tدفتر جهانگردی، اداره گردشگری
استراحتگاه توریستی
مسیر توریستی
نصب علایم (تابلو) گردشگری
گردش، گشت، سیاحت، سفر توریستی
وسیله نقلیه جهانگردی، وسیله نقلیه گردشگری
برج، دکل
تانک آب شهر، برج مخزن آب
توضیح تکمیلی
(معمولاً در بلندی یا روی پایه ساخته میشود)
ساختمان بلندمرتبه، برج
یدککشی، بکسل کردن
قلاب یدککشی
مسیر یدککشی
توضیح تکمیلی
(مسیری در امتداد یک کانال یا رودخانه که برای یدک کشیدن قایقها توسط حیوانات یا وسایل نقلیه استفاده میشود.)
یدککش
شهر، شهر کوچک، اهالی شهر، مردم شهر، سکنه شهر
شهر مرزی