زمین لرزه، زلزله
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلکارهای خاکی، عملیات خاکی
توازن بین حجم خاکریزی و خاکبرداری
محل عملیات خاکی
عملیات خاکی
محاسبه حجم عملیات خاکی
محاسبه حجم عملیات خاکی
فراغت، آسایش، آسودگی، راحتی، آسانی، سهولت، کاهش دادن، آرام کردن، تسکین دادن، راحت کردن، کاهش یافتن، آرام شدن
سهولت تعمیر و نگهداری
سهولت مرمت
آسایشبخش، راحتیبخش، آسانسازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)
حق ارتفاقی [در مورد املاک و مستغلات]
منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راهآهن)
سهولت دسترسی
روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی
قطار عازم شرق