آسان، سهل، راحت، بیزحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشرایط آسان
خارج از مرکز، مختلفالمرکز، نا هممرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول
خروج از مرکز، برونمرکزی، عجیب و غریب بودن، بیقاعدگی، نابهنجاری
کلیسایی، مذهبی، دینی
عمارت مذهبی
اکو، پژواک، انعکاس صدا، منعکس کردن، برگرداندن، تکرار کردن، بازگو کردن
دستگاه عمقیاب صوتی (آکوستیکی)، دستگاه ژرفایاب صوتی
اکولوژیکی، بومشناختی
اکولوژیست، بومشناس
اکولوژی، بومشناسی
اکونومتریک، اقتصادسنجی، سنجش پدیدههای اقتصادی
اقتصادی، (مربوط به علم) اقتصاد، پرسود، پر منفعت، مقرون به صرفه، سودآور، سودبخش
تحلیل اقتصادی
محاسبه اقتصادی
ظرفیت اقتصادی