دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

بازار مکاره، بازار روز، نمایشگاه، نمایشگاه بازرگانی، بی‌طرف، منصف، منصفانه، عادلانه، منطقی، معقول، نسبتاً خوب، قابل قبول، خوب، مساعد (هوا)، موافق (باد)، قابل ملاحظه، قابل توجه، پاک، تمیز، روشن

شیب (لوله، آبرو، راه)، شیب‌شکن، پله (آبرو)، افت (فشار هیدرولیکی)، سقوط، فروپاشی، سرنگونی، قطع (درخت)، ریزش(صخره، زمین)، کاهش، تنزل (قیمت)، بارش، نزول، میزان بارندگی، افتادن، سقوط کردن، باریدن، ریختن، قطع شدن، شکستن، پایین آمدن، تنزل کردن، ارزان شدن، فرا رسیدن (شب، تاریکی)، سرازیر شدن، پایین رفتن