ترک ماده درزگیر، گسیختگی ماده درزگیر
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fبار گسیختگی
حالت شکست، شکل گسیختگی
ناتوانی در اجرا، به تحقق نرسیدن
عدم پرداخت
بازار مکاره، بازار روز، نمایشگاه، نمایشگاه بازرگانی، بیطرف، منصف، منصفانه، عادلانه، منطقی، معقول، نسبتاً خوب، قابل قبول، خوب، مساعد (هوا)، موافق (باد)، قابل ملاحظه، قابل توجه، پاک، تمیز، روشن
فانفار، شهر بازی
فرسایش عادی، فرسایش مجاز
شیب (لوله، آبرو، راه)، شیبشکن، پله (آبرو)، افت (فشار هیدرولیکی)، سقوط، فروپاشی، سرنگونی، قطع (درخت)، ریزش(صخره، زمین)، کاهش، تنزل (قیمت)، بارش، نزول، میزان بارندگی، افتادن، سقوط کردن، باریدن، ریختن، قطع شدن، شکستن، پایین آمدن، تنزل کردن، ارزان شدن، فرا رسیدن (شب، تاریکی)، سرازیر شدن، پایین رفتن
سقوط آزاد، ریزش آزاد (بتنریزی)
فرا رسیدن موعد، سررسید
سنگهای ریزشی
تابلوی خطر ریزش سنگ
دستگاه افتوخیزسنج ضربهای (FWD)
زمین آیش، در حال آیش، (مربوط به) رکود
زمین آیش