دیسک سخت، هارددیسک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hشانه سخت، شانه تحکیم شده (راه)
شانه سخت برای استفاده اضطراری
برف سنگین
نواره تثبیت شده
توضیح تکمیلی
(نواری به عرض یک متر در امتداد شانه راه)
آب سخت، آب سنگین
سفت کردن، سخت کردن، محکم کردن، مقاوم کردن، آب دادن (فولاد)، سفت شدن، سخت شدن، محکم شدن، مقاوم شدن، آبدیده شدن
سفت شده، سخت شده، خشکه، آبدیده (فولاد)
بتن سختشده، بتن سفتشده
فولاد خشکه، فولاد آبدیده
شانه تثبیت شده، شانه سخت
(ماده) سختکننده
سخت کردن (فلزات)، سفت کردن، سخت شدن، سختشوندگی، گرفتن (بتن، ملات)
سخت شدن بتن، سفت شدن بتن، گرفتن بتن
تثبیت شانه، تحکیم شانه
سخت شدن، سفت شدن [عملیات گرمایی]