تهویه طبیعی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nذاتاً، فطرتاً، اصلاً، طبعاً، طبیعتاً، به طور طبیعی، خود به خود
مخلوط طبیعی
طبیعت، جهان، عالم، زندگی بدوی، نیروهای طبیعت، عوامل طبیعی، سرشت، نهاد، ذات، فطرت، خصوصیات، ویژگیها، نوع، گونه
منطقه حفاظتشده
توضیح تکمیلی
(محیطزیست)
مقیاس طبیعی
توضیح تکمیلی
(نقشهکشی)
بندر دریایی، لنگرگاه دریایی
هدایت کشتی، هدایت هواپیما، عبور از آب، سفر (دریایی)، جهتیابی، دریانوردی، ناوبری، فن هدایت کشتی، هوانوردی، ناوبری هوایی، فن هدایت هواپیما
هدایت خودکار وسیله نقلیه
کمکناوبری
کمک به هدایت وسیله نقلیه
سیستم ناوبری
جهتیاب
توضیح تکمیلی
(فرد یا وسیلهای که در هواپیما، کشتی و ... مسئولیت جهتیابی را بر عهده دارد.)
نزدیک، صمیمی، قریب به یقین، شبیه، نزدیک به اصل، دست چپ، سمت چپ، چپ، نزدیک شدن
حالتی که نزدیک به تصادف است، تصادفی که به سختی میشود از آن احتراز کرد، آنچه که به وقوع نمیپیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک است.
سمتی از وسیله نقلیه که به حاشیه راه نزدیکتر است. سمت راست، دست راست (سمت چپ، در بریتانیا)