دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۱۹۸ مدخل · حرف P
پاک کردن فیلترها ×

حمل‌ونقل گروهی، حمل‌ونقل مشترک، پاراترانزیت

توضیح تکمیلی

(به وسایل نقلیه‌ای از قبیل تاکسی دسته‌جمعی، مینی‌بوس و ون گفته می‌شود که نقش کمکی را در سیستم برعهده می‌گیرند.)

پدر، مادر، ولی، اصلی، مادر (شرکت، سازمان)، اصل، منشأ، سرچشمه، خاستگاه

بخش، بلوک (در بریتانیا، تقسیمات کشوری)، مردم،‌ اهل محل، اهالی، کشیش‌نشین، (مربوط به) کشیش‌نشین

پارک، باغ ملی، باغ، باغچه، زمین ورزش، زمین بازی، توقف، پارک کردن