نصب علایم (تابلو) به منظور ایمنسازی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sبررسی ایمنی، مطالعه ایمنی
مطالعه جامع ایمنی
مطالعه تفصیلی ایمنی
بهبود ایمنی
وسیله نقلیه برای آزمایش ایمنی
دیواره ایمنی بتنی
خمش، نقطه گود، گودی، شکمدادگی، فروافتادگی، گودشدگی، تنزل، افت، کاهش (قیمت)، شکم دادن، گود افتادن، فرو نشستن، افت کردن، تنزل کردن
افت ناگهانی
میل مهار
قوس فرورفته، قوس کاسهای
قوس اتصال فرورفته (مقعر، کاسهای)
قوس عمودی فرورفته (مقعر، کاسهای)
بادبان، شراع، سفر دریایی، مسافرت دریایی، کشتی، با کشتی رفتن، سفر دریایی کردن، قایقرانی کردن، کشتیرانی کردن، با کشتی گذشتن، راندن، بردن، هدایت کردن (کشتی)
قایق بادبانی (در آمریکا)
علامت نشان دهنده، تقاطع راه با راهآهن