تسهیلات زیرزمینی متراکم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uکم باد
لاستیک کم باد
زیربنایی، زیرساختی، اصلی، اساسی، پوشیده، نهفته، زیری، زیرین
لایه زیرین، قشر تحتانی
زیر را خالی کردن، زیر را کندن، سست کردن، تضعیف کردن، تحلیل بردن
آب شستگی
زیرگذر، گذرگاه زیرزمینی، تونل زیرزمینی
گذرگاه زیرزمینی با ارتفاع معمولی (قواره معمولی)
زیرگذر عابر پیاده
زیرگذر کم ارتفاع
دسترسی زیرگذر، ورودی زیرگذر
توضیح تکمیلی
(قطعه اتصالی بین راه و زیرگذر)
پی را سفت کردن، زیر پی را پر کردن، پیبندی کردن
پیبندی، زیربندی
تیم کم فولاد (بتن مسلح)
عضو کم فولاد (بتن مسلح)