آزمایش خون
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bجلای نفت
نفت بی جلا
شکوفه، گل، شکوفه کردن، بزرگ شدن، شکوفا شدن، رشد کردن
شیر تخلیه
نفت دمیده
فوران
دمیدن
هواکش
دمنده هوای گرم
ماشین برفخور، ماشین برفروب
ماشین برف شکاف و برف خور
حباب هوا (در اجسام ریختگی)
بادبزن
فوران مهارنشده
چاه سرکش