مایل، اریب، دارای پخ، گردگوشه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cشکاف پهن، شکاف پخ
اتفاق، پیشامد، تصادف، حادثه، بخت، امکان، احتمال، شانس
رییس دیوان عالی انگلستان، رییس مجلس اعیان
وزیر دارایی، وزیر خزانهداری
چلچراغ، لوستر، قندیل
تغییر، تحول، دگرگونی، تبدیل، پول خرد، خرده، عوض کردن، تغییر دادن، مبادله کردن، معاوضه کردن، با هم عوض کردن، دگرگون کردن، خرد کردن (پول)
تغییر برنامه، تغییر طرح
تعویض (کردن) یک چرخ
تغییر محور دادن
تغییر جهت
تغییر دنده (سرعت)
تغییر ناگهانی سطح
تغییر وسیله سفر، تغییر مد سفر
تغییر وضعیت چراغ راهنمایی
تغییر مد حملونقل، تغییر شیوه حملونقل