بیش از حد، زیاده از حد، مفرط، افراطی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eسروصدای بیش از حد، سروصدای زیاد
توسعه شهری افراطی (بیش از اندازه)
مبادله، تبادل، رد و بدل، معاوضه، تبدیل ارز، بورس، بازار، رد و بدل کردن، مبادله کردن، معاوضه کردن، عوض کردن
تبدیل [پول]
کنترل تبادل
سکوی تبادل
وزارت دارایی، وزارت خزانهداری
وزیر دارایی، وزیر خزانهداری
حواله خزانه، سند خزانهداری
اوراق قرضه خزانهداری
اختصاصی، خصوصی، منحصربه فرد، انحصاری
خط ویژه اتوبوس
خط عبوری ویژه، مسیر اختصاصی [اصطلاح آمریکایی]
معاف از مالیات
خط ویژه گردش، خط عبوری مخصوص دور زدن