یخزدگی [خاک]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fنقطه انجماد
تگرگ، باران یخ بسته (منجمد)
آزمایش مقاومت در برابر یخبندان
باربری، حملونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)
واگن باری
ترابری کالا، ارسال کالا
هواپیمای باربری، هواپیمای باربر
نرخ کرایه
پایانه باربری، ترمینال بار
ترافیک کالا
قطار باری، ترن باری
حملونقل بار
کشتی باری، هواپیمای باری، فرستنده، ترابر (کالا)
زهکش فرانسوی، زهکش سنگچین، زهکش خشکهچین
فراوانی، وفور، کثرت (وقوع)، تعدد، تکرار، تواتر، فرکانس، بسامد، موج (رادیو)