دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

باربری، حمل‌ونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)

فراوانی، وفور، کثرت (وقوع)، تعدد، تکرار، تواتر، فرکانس، بسامد، موج (رادیو)