آسفالت نازک حفاظتی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mریزبافت
شناسگر ریزموجی، شناسگر مایکروویو
بین تقاطعی
تصادف بین تقاطعی
گذرگاه عابر پیاده بین تقاطعی
توقف بین تقاطعی
اتوبوس با ظرفیت متوسط
وسط دهانه (تیر، سقف)
لنگر در وسط دهانه
وسط، مرکز، میان، وسطی، میانی
شخص میانسال
خط عبوری میانی
مهاجر، کوچکننده، کوچنشین، کارگر فصلی، کارگر موسمی
مهاجرت، کوچ، جابجایی
انتقال (خطر) تصادف (از یک نقطه به نقطه دیگر)