گاز مایع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pصنعت نفت
نفت خام
فرآورده نفتی
سنگشناسی
میزان PH، درجه اسیدی
وهم، خیال، توهم، مرموز، ناشناس، موهوم، خیالی
اثر فانتوم (شبح)، درک نادرست علامت به علت نور مزاحم (تداخلی)
نور کاذب
عوارض سایهای
مرحله، فاز، برهه، دوره، مرحلهبندی کردن، زمانبندی کردن، برنامهریزی کردن
فاز تمام پیاده
توضیح تکمیلی
(تمام قرمز چراغ راهنمایی برای وسایل نقلیه همه جهات) [اصطلاح آمریکایی]
فاز اتوبوس (چراغ راهنمایی) [اصطلاح آمریکایی]
فاز وابسته به تقاضا
فاز اجرا، مرحله اجرا
فاز حرکت، مرحله حرکت