مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eخط ویژه حملونقل عمومی
گردش، گشت، گشتوگذار، تور، سیاحت، انحراف، گریز
اتوبوس مخصوص گردشگری
اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، پیاده کردن (طرح، نقشه)، به مرحله عمل درآوردن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، رسمی کردن، صورت قانونی دادن
اجرا، انجام، طرز عمل، طرز اجرا، مهارت، استادی، قانونی کردن، رسمی کردن
مرحله اجرا، فاز اجرا
زمان اجرا، مدت اجرا
اجرایی، اداری، مدیر، مجری، قوه مجریه، هیأت اجرایی، هیأت عامل
مجری ساخت
مجری پروژه، مدیر پروژه [اصطلاح آمریکایی]
کمیته اجرایی
دستورالعمل، دستور اجرایی، نظام اجرایی
قدرت اجرایی
هزینه های عملیاتی
توضیح تکمیلی
به هزینه هایی از قبیل مالیات فروش ، مالیات بر ارزش افزوده ، هزینه نگهداری و بیمه گفته می شـود که ربطی به اجاره بهای اصلی ندارند اما به آن اضافه می شوند. این هزینه ها یا به واسطه وجود الزامات دولتی و یا ارائه خدمات اضافی اخذ می شوند.
معافیت، بخشودگی