فراوانی تصادف، تواتر تصادف، بسامد تصادف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fفرکانس بالا
فرکانس پایین
فرکانس طبیعی (عادی)
فراوانی سفر
فراتواتر، فرکانس بسیار بالا
فراوانی سیلاب، تواتر بالا آمدن آب، تواتر طغیان آب
رفتوآمد (مکرر)
تازه، نو، خنک، سرد، پاک، سالم، تند، سوزدار (باد)، روشن، زنده، شاداب، باطراوت
هوای تازه
مجرای هوای تازه، معبر هوای تازه
عدسی فرزنل
توضیح تکمیلی
(عدسی نازکی که دارای شیارهایی از دوایر هممرکز میباشد و در نورافکن به کار میرود.)
کرموشدگی (روسازی)، خراشیدگی
تردی، شکنندگی، قابلیت نرم شدن، قابلیت پودر شدن
آزمایش درصد سایش (گردشوندگی)
اصطکاک، فرسایش، مالش