مهاجرت فصلی، مهاجرت موسمی، جابجایی فصلی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mسفر کوتاه آخر هفته
آرام، ملایم، نرم، معتدل، سبک، مختصر، کم
آبوهوای معتدل، اقلیم معتدل
مایل، میل
مسافت پیموده شده بر حسب مایل، هزینه سفر برای هر مایل، مصرف، میزان مصرف
مایلشمار، مسافتسنج برحسب مایل
مایل در ساعت
توضیح تکمیلی
(واحد سنجش سرعت)
سنگ کیلومترشمار، مایلشمار
نظامی، ارتشی، (مربوط به) ارتش، (مربوط به) نیروهای زمینی، دقیق، نظامیوار (روش، شیوه)
فرودگاه نظامی
قبرستان نظامی
منطقه نظامی، زمین نظامی
آسیاب، خردکننده، نورد، سنگشکن، کارخانه، کارگاه، ماشن فرز، آسیاب کردن، نورد کردن، فرزکاری کردن، خرد کردن
آسیاب، نرمهساز
دستگاه نورد، کارخانه نورد