دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۳۰۰ مدخل · حرف M
پاک کردن فیلترها ×

مسافت پیموده شده بر حسب مایل، هزینه سفر برای هر مایل، مصرف، میزان مصرف

نظامی، ارتشی، (مربوط به) ارتش، (مربوط به) نیروهای زمینی، دقیق، نظامی‌وار (روش، شیوه)

آسیاب، خردکننده، نورد، سنگ‌شکن، کارخانه، کارگاه، ماشن فرز، آسیاب کردن، نورد کردن، فرزکاری کردن، خرد کردن