بازنما، نمایشگر، نشانگر، نمونه، معرف، گویا، بیانگر، نماینده، قائممقام
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rنمونه معرف
سرکوب، سرکوبی، جلوگیری، فرونشانی
کپی کردن، چاپ کردن، تکثیر کردن، دوباره ایجاد کردن، نقل کردن
قابلیت بازتولید مقادیر اندازهگیری، قابلیت تکثیر اندازهگیریها
بازآفریدنی، تجدیدکردنی، تکثیرکردنی، چاپکردنی، قابل تکثیر، نقلکردنی
تولید، بازآفرینی، تکثیر، نسخهبرداری، تجدیدچاپ، کپی، نسخه بدل
تصویربرداری مجدد
تجدید نیمرخ قوس، تجدید پروفیل قوس
تقاضا، درخواست، خواهش، استدعا، درخواست کردن، استدعا کردن، تقاضا کردن، خواهش کردن
تقاضای پذیرش
تقاضای ثبت شده
ایستگاه فرعی که قطار تنها در صورتی در آن توقف میکند که مسافر قصد سوار یا پیاده شدن داشته باشد
توضیح تکمیلی
ایستگاه فرعی که قطار تنها در صورتی در آن توقف میکند که مسافر قصد سوار یا پیاده شدن داشته باشد
قابلیت دسترسی مورد درخواست (مورد تقاضا)
نیاز داشتن، احتیاج داشتن، خواستن، ایجاب کردن، لازم داشتن، مقرر داشتن، ملزم کردن، مجبور کردن، وادار کردن
احتیاج، نیاز، ضرورت، لزوم، درخواست، تقاضا