دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

بازآفریدنی، تجدیدکردنی، تکثیرکردنی، چاپ‌کردنی، قابل تکثیر، نقل‌کردنی

تقاضا، درخواست، خواهش، استدعا، درخواست کردن، استدعا کردن، تقاضا کردن، خواهش کردن

ایستگاه فرعی که قطار تنها در صورتی در آن توقف می‌کند که مسافر قصد سوار یا پیاده شدن داشته باشد

توضیح تکمیلی

ایستگاه فرعی که قطار تنها در صورتی در آن توقف می‌کند که مسافر قصد سوار یا پیاده شدن داشته باشد

نیاز داشتن، احتیاج داشتن، خواستن، ایجاب کردن، لازم داشتن، مقرر داشتن، ملزم کردن، مجبور کردن، وادار کردن