کمبود مسکن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sشلیک، تیراندازی، گوی، ساچمه
گوی شیشهای
ساچمهزنی [روسازی]
بتن پاشیدنی، ملات پاشیدنی، بتن پاشیده، بتنپاشی، ملاتپاشی
شانه همسطح
شانه سخت، شانه تحکیم شده (راه)
شانه غیر قابل عبورومرور
شانه رویه شده، شانه آسفالتی
شانه قابل تردد
شانه تحکیم نشده (راه)
شانه قابل عبور
شانه [راه]
شانه سخت برای استفاده اضطراری
تثبیت شانه، تحکیم شانه
تثبیت شانه