سرمایهگذار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iنامرئی، غیرقابل رؤیت، ناپیدا، نادیدنی
دعوت به مناقصه، دعوت به مزایده
دعوت به مناقصه محدود، دعوت به مزایده محدود
دعوت کردن، مهمان کردن، جویا شدن، خواستن، فراخواندن، موجب شدن، برانگیختن، تشویق کردن، ترغیب کردن
فاکتور، برگه فروش، صورتحساب، فاکتور کردن، فاکتور نوشتن، صورت کردن، فاکتور فرستادن
صورتحساب موقت، پروفرما، پیشفاکتور
غیر فرّار
روش غیر فرّار
درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن
درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض
مسافر درگیر
عابرپیاده درگیر
شخص درگیر
وسایل نقلیه دورچرخ درگیر
وسیله نقلیه درگیر