نیاز ضروری، نیاز اساسی، خواسته اصلی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rالزام ایمنی
ضابطه فنی، الزام فنی
حریم (کل اراضی مورد نیاز برای راه و متعلقات آن)
مقتضیات، لوازم، شرایط
نشریه ضوابط فنی
شرایط پارکینگ
تغییر مسیر دادن، به مسیر انحرافی هدایت کردن، از مسیر دیگری فرستادن
تغییر مسیر
تغییر مسیر سفر
زمان (برنامه و ...) را عوض کردن، به وقت دیگری موکول کردن، مهلت را تجدید کردن، استمهال کردن
نجات، رهایی، خلاصی، عملیات نجات، نجات دادن، رها کردن، رهانیدن، خلاص کردن
سرویس امداد، خدمات امدادی
گروه امداد، تیم نجات
درزبندی مجدد، آببندی مجدد [درزها]
تحقیق، پژوهش، بررسی، جستجو، تحقیقاتی، پژوهشی، تحقیق کردن، پژوهش کردن