فسفر، گوگرد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pعکس هوایی
فتوشیمی
فتوکپی، زیراکس، روگرفت، فتوکپی کردن، فتوکپی گرفتن، کپی کردن، روگرفت تهیه کردن
نورکشایندی، فتوالاستیسیته
نوری ـ برقی، نوار برقی، نور ـ برقی، فتوالکتریک
باتری فتوالکتریک، پیل نور ـ برقی، سلول فتوالکتریک
گراورسازی، ساخت کلیشه از عکس
پیمایش عکسی، تهیه نقشه به کمک عکسهای هوایی
فتوگرامتری، نقشهبرداری هوایی
عکس، عکس گرفتن، عکس انداختن، عکس برداشتن
عکس هوایی
(مربوط به) عکاسی، (مربوط به) عکس، تصویری
کتابخانه مصور، کتابخانه تصویری
تصویربرداری مجدد
عکاسی، تصویربرداری