جریمه کردن راننده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cکاردار، جانشین سفیر
فهرست تعرفهها، لیست قیمتها
فهرست هزینهها
نسبت دادن، تخصیص [بودجه]
جریمه به دلیل قانونشکنی (تخطی از قانون)
نمودار، دیاگرام، ترسیمه، نقشه (دریانوردی و هوانوردی)
نمودار جریان تصمیمگیری
نمودار جریان [دادهها]
نمودار (چارت) سازمانی
نمودار فازی [چراغ راهنمایی]
نمودار مدور، نمودار دایرهای
نمودار زمان ـ مسافت
منشور، فرمان، پروانه، مجوز، اساسنامه، نظامنامه، آییننامه، اجاره، کرایه دربست، فرمان صادرکردن، منشور دادن، دربست کرایه کردن، دربست اجاره دادن
بارنامه حمل دربست
مهندس خبره
توضیح تکمیلی
(مهندسی که جواز کار دارد)، مهندس مجاز