قسمت جلوی وسیله نقلیه
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fمسافر جلو (وسیله نقلیه)
صندلی جلو (وسیله نقلیه)
دید از روبرو، دید جلو
دیوار نما [تونل]
چرخ جلو (وسیله نقلیه)
وسیله نقلیه دیفرانسیل جلو
بر، کناره (ملک یا ساختمان)، حریم (ساختمان، رود، دریاچه و ...)
دسترسی کناری، دسترسی حاشیهای
توضیح تکمیلی
(مسیری موازی با راههای شریانی، شاهراه، بزرگراه، آزادراه یا خیابان عبوری که به منظور دسترسی تسهیلات حاشیه راه از قبیل مناطق تجاری، صنعتی و ... احداث میشود.)
حاشیهنشین، ساکن حاشیه
جاده کناری، جاده فرعی [اصطلاح آمریکایی]
توضیح تکمیلی
(یک راه فرعی به موازات یک راه اصلی که در مجاورت ساختمانها یا املاک حاشیه راه قرار دارد و با راه اصلی تنها در نقاط محدودی در ارتباط است)[اصطلاح آمریکایی]
از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
ضربه (برخورد) از جلو
مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی
مرزبان، نگهبان مرزی