اتوبوس رفت و برگشتی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sسرویس اتوبوس رفت و برگشت بین یک مبدأ و مقصد معین (مثلاً فرودگاه و مرکز شهر)
خط عبوری رفت و برگشتی
سرویس رفت و برگشت
فاصله میان وسایل نقلیه، فاصله اطمینانبخش از موانع
توضیح تکمیلی
(فاصلهای از لبه سوارهرو که در طول آن هر مانعی منجر به تأثیر گذاشتن در عملکرد راننده از جمله تغییر در سرعت یا تغییر مسیر میشود) [اصطلاح آمریکایی]
مریض، بیمار، ناخوش، بدحال
بیمار، مریض
طرف، سوارهرو، کنار، پهلو، بغل، جنب، جنبی، جانبی، کناری، فرعی، سمت، جهت، جنبه، وجه، دیدگاه، بخش، قسمت
توقف (پارک کردن) نوبتی در یک سمت (سوارهرو)
پاییندست
توقف (پارک کردن) در یک سمت (سوارهرو)
سمت توقف (در حاشیه خیابان)
بالادست
کنار وسیله نقلیه
خطوط عبوری مجاور
سوارهروی کناری