سنگ نابرجا
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aنهشت نابرجا
تقسیم، توزیع، تخصیص، تعیین
بی شکل
بافت نامنظم
حداکثر تراکم مجاز، حداکثر غلظت قابل قبول، حداکثر غلظت مجاز
حداکثر میزان قابل قبول، حداکثر اندازه مجاز
تنش مجاز
رواداری، تخفیف، سهمیه، مقرری، فوقالعاده و کمک هزینه، فوقالعاده مجاز، اضافه مجاز
رواداری مجاز
توقف مجاز، پارک کردن مجاز
یارانه حملونقل، کمک هزینه حملونقل
فوقالعاده سفر
توضیح تکمیلی
(مبلغی که به منظور پوشش دادن هزینههای پیشبینی شده سفر پرداخت میشود.)
آلیاژ، فلز مرکب، همبسته، همجوش
آلیاژ سبک
فولاد آلیاژی (ترکیبی)