طرح جانمایی جزیره
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iجزیره قابل دسترسی، جزیره با جدول کوتاه
دماغه جزیره
جزیره خطکشی شده
توضیح تکمیلی
(جزیره ایجاد شده با خطکشی)
جزیره عابر پیاده
جزیره فیزیکی
جزیره بالا آمده، جزیره برآمده
جزیره ترافیکی [رفوژ)
دماغه جزیره
علامت دماغه جزیره
علامتگذاری جزیره، خطکشی جزیره، علایم (تابلو) جزیره
خط همفشار، ایزوبار
خط هممغناطیس، خط هممیل
خط همبارش
توضیح تکمیلی
(خطی روی نقشه یا نمودار که نقاط بارندگی یا شدت مساوی را به هم متصل میکند.)
جدا کردن، سوا کردن، مجزا کردن، به طور جداگانه بررسی کردن، به تنهایی مطالعه کردن
جداشده، مجزا، پرت، دورافتاده، استثنایی، منفرد، تک