(علم) فیزیک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف P(علم) فیزیولوژی
فیزیوتراپیست، متخصص فیزیوتراپی، فیزیکدرمانگر
آسیبشناسی گیاهی، گیاهشناسی
انتخاب، گزینش، حق انتخاب، بهترین، گلچین، کلنگ، انتخاب کردن، برگزیدن، دستچین کردن، چیدن، کندن، جمع کردن، شکستن، بریدن، کلنگ زدن
چکش کلنگ، ابزار دوسره
توضیح تکمیلی
(وسیلهای که یک سر آن چکش و سر دیگر کلنگ است.)
سوار کردن مسافران
بردن مصدومین و مجروحین (با اتومبیل)
وانت، پیکآب
وانت
محوطه تفریح (تفریحگاه)، منطقه پیکنیک، تفرجگاه
تابلوی تصویری، تصویرنگاشت، سمبل بیانکننده یک پیام
تصویر، نقاشی، طرح، تابلو، عکس، توصیف، شرح، وضعیت، موقعیت، مجسم کردن، تصور کردن، ترسیم کردن، تصویر کردن
آرشیو کردن تصاویر، بایگانی کردن تصاویر
نمودار دایرهای، نمودار مدور
نمودار دایرهای