محل اقامت، محل سکونت، منزل، خانه، اقامتگاه، اقامت، سکونت، سکنی، مهلت اقامت، مدت اقامت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rکوی دانشگاه، خوابگاه دانشجویی
ساکن، مقیم
حاشیهنشین، ساکن حاشیه
مهندس ناظر، ناظر مقیم کارفرما
مسکونی، (مربوط به) اقامت، اقامتی، (شخص) مقیم، شبانهروزی (دوره آموزشی)
منطقه مسکونی
توضیح تکمیلی
(منطقهای از شهر است که قسمت اعظم آن به ساختمانهای مسکونی اختصاص داده میشود.)
منطقه مسکونی جدید
کوی کارگران، شهرک کارگران
تراکم مسکونی
منطقه مسکونی
پارکینگ (توقفگاه) در منطقه مسکونی
مجوز توقف در منطقه مسکونی
خیابان مسکونی
شهرک مسکونی
محوطه مسکونی