دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۰۰ مدخل · حرف I
پاک کردن فیلترها ×

تقاطع مجزا، تقاطع مستقل، تقاطع منفرد

توضیح تکمیلی

(تقاطعی است که فاصله آن تا هر تقاطع دیگر به حدی می‌باشد که ورود وسایل نقلیه ـ به طور تصادفی و مستقل از ورودی‌های دیگر انجام پذیرد.)

چراغ راهنمایی مستقل

توضیح تکمیلی

(چراغ راهنمایی است که زمان‌بندی آن به طور جداگانه و مستقل از سایر چراغ‌های راهنمایی موجود در آن محدوده تنظیم شده باشد.)

خروج، بیرون‌ریزی، انتشار، نشر، تقسیم، توزیع، پخش، صدور، شماره (مجله)، مسأله، موضوع، نتیجه، حاصل،‌ سرانجام، عاقبت، بیرون آمدن، خارج شدن، بیرون ریختن، جاری شدن، ناشی شدن، توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، منتشر کردن، انتشار دادن، صادر کردن

صادر کردن، انتشار دادن، برون‌‌رفت، خروج، توزیع، انتشار، صدور