منطقه مسکونی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rباقیمانده، تهمانده، پسمانده، مانده، مازاد
خاک بجامانده، خاک بر جا
مقاومت مانده (خاک)
تنش پسماند
فضاهای خالی باقیمانده
تفاله، تهمانده، پسمانده، باقیمانده، مازاد
پسماند آلاینده
کشسانی، برجهندگی، بازگشت (مصالح)
فنری، ارتجاعی، کشسان، برجهنده، برگشتپذیر
کفپوش ارتجاعی
ضریب برجهندگی، مدول برجهندگی
صمغ، رزین
روکش سطحی با چسباننده صمغی (رزینی)
صمغ آکریلیک
رزین اپوکسی، صمغ اپوکسی