دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۲۶۰ مدخل · حرف L
پاک کردن فیلترها ×

سفر متصل، سفر پیوسته

توضیح تکمیلی

(سفری از نقطه مبدأ به مقصد بدون در نظر گرفتن تعداد مدهای سفر مثلاً سفر از خانه به محل کار با استفاده از قطار همراه با پیاده‌روی از خانه تا ایستگاه و از ایستگاه تا محل کار)

مایع، آبگونه،‌آبکی، شل، روشن، درخشان، شفاف، صاف، ناپایدار، قابل تبدیل به پول، نقدشدنی