خرده، ریزه، پاره، تکه، قطعه، بریده، تراشه، مدار مجتمع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cکارت دارای تراشه، کارت هوشمند
پاشیدن سنگ شکسته ریز، پخش خردهسنگ، قلمزنی (سطح بتن)، تراشهبرداری (فزکاری)، خرد کردن، بریدگی
پخش دو لایه سنگریزه
شن پخشکن دستی (راهسازی)
شن پخشکن موتوری (دارای نیروی محرکه)
دستگاه پخش سنگریزه نصب شده روی وسیله نقلیه
روکش سطحی با (بخش) دو لایه سنگریزه
روکش سطحی با (بخش) یک لایه سنگریزه
مصالح سنگ شکسته، خردهسنگ، سنگریزه
به خورد راه دادن سنگریزه
غلتک زدن سنگریزه، به خورد راه دادن سنگریزه
کمبود سنگریزه
مصالح سنگ شکسته پیش اندود
پخش سنگریزه
کلرور، کلرید