ناپیوستگی، انفصال، عدم پیوستگی، گسستگی، وقفه، شکاف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dمنفصل، منقطع، ناپیوسته، گسسته
دانهبندی ناپیوسته
ترافیک ناپیوسته، عبورومرور منقطع
تخفیف، کسر، کاهش، تنزیل، کم کردن، تخفیف دادن
عامل تنزیل، عامل کاهش، عامل تخفیف
نرخ تنزیل، نرخ تخفیف
هزینه تنزیلیافته یک پروژه
هزینه کاهشیافته، مخارج کاهشیافته
ارش فعلی (کنونی) تنزیلیافته
تنزیل
توضیح تکمیلی
فـرآیندی که به منظور به دست آوردن ارزش فعلی مورد اسـتفاده قرار می گیرد. همچنین ، تنزیل درمقابل مرابحه مرکب قرار دارد؛ زمانی که تنزیل در یک معامله برابر با نرخ بهره در همـان معامله باشدارزش فعلی برابر با اصل پول می شود.
یابنده، کاشف
جدا، مجزا، گسسته، ناپیوسته، منفصل
توزیع گسسته
متغیر گسسته
بیماری، مریضی، مرض، ناخوشی