انقضا، اتمام، خاتمه، سپری شدن، انقضای مدت، سرآمدن اعتبار، سپری شدن موعد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eتاریخ انقضا
اکتشافی، تحقیقی، آزمایشی، مقدماتی
دالان شناسایی، گالری شناسایی
مطالعه مقدماتی، بررسی مقدماتی
انفجار، صدای انفجار، فوران، غلیان، طغیان، افزایش ناگهانی، رشد ناگهانی
ضد انفجار
منفجره، قابل انفجار، انفجاری، شدید، حاد
مواد منفجره
تابع نمایی
صادرات، صدور، صادراتی، کالای صادراتی، صادر کردن، به خارج صادر کردن، به خارج ارسال کردن
صدور، صادرات، کالای صادراتی
صادرکننده
در معرض دید قرار دادن، نشان دادن، آشکار کردن، بیحفاظ گذاشتن، در معرض خطر قرار دادن، به خطر انداختن، عرضه کردن، فاش کردن، علنی کردن
بتن شننما، بتن شسته، بتن با دانهبندی نمایان
عرضه، ارایه، نمایش، بیحفاظی، افشا، علنی کردن، هوادیدگی، بیرونزدگی