دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

یدک کامل، تریلر کامل

توضیح تکمیلی

(تریلری که وزن و بار آن روی چرخ‌های خودش اعمال می‌شود.)

دستگاه کنترل تمام القایی

توضیح تکمیلی

(دستگاهی است جهت تنظیم چراغ‌های راهنمایی در یک یا چند تقاطع که با استفاده از شناسگرهای نصب شده در بازوهای تقاطع عمل می‌کند. بدین ترتیب که شناسگر با توجه به تقاضا (وجود عابر پیاده با اتومبیل) با ارسال پیام به دستگاه کنترل مرکزی باعث تعویض موج چراغ راهنمایی می‌شود. در نتیجه، زمان‌بندی این چراغ‌ها همیشه متغیر است.)

کار، عمل، وظیفه، نقش، کارکرد، عملکرد، تابع (ریاضی)، عملیات (کامپیوتر)، کار کردن، عمل کردن، به وظیفه خود عمل کردن