مجاورت خطرناک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eدر معرض روشنایی
در معرض سروصدا
در معرض آفتاب
در معرض فرسایش
سطح هوادیدگی، میزان هوادیدگی
گرشدگی، بیرونزدگی سنگدانههای سطحی [بتن]
نرخ (میزان) در معرض قرارگیری، نرخ تصادفپذیری
آزمایش هوادیدگی
آزمایش آفتابدیدگی
صریح، واضح، روشن، سریع، تندرو، سریعالسیر، فوری، اکسپرس، ویژه، مخصوص، قطار سریعالسیر، حملونقل سریعالسیر، پست اکسپرس، بیان کردن، اظهار کردن، ابراز کردن، با پست فوری فرستادن، منتقل کردن، رساندن
اظهار عقیده، ابراز عقیده
اتوبوس سریعالسیر
آزادراه
بزرگراه، راه سریعالسیر
بزرگراه شهری، راه سریعالسیر شهری