کارگاه سیار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mجابجایی، تحرک، قدرت تحرک، قدرت مانور
سطح جابجایی، میزان جابجایی
وابسته به شیوه یا روال یا حالت
تغییر شیوه سفر
توضیح تکمیلی
(عمل عوض کردن وسیله نقلیه از یک مد به مد دیگر مثلاً از تاکسی به قطار در یک سفر)
وسیلهگزینی
توضیح تکمیلی
(عبارت است از انتخاب نوع وسیله سفر توسط مسافر)
گروه هم موقعیت
توضیح تکمیلی
(گروهی از مردم که تحت شرایط ویژه ناشی از محدودیت وسایل نقلیه ملزم به استفاده از موقعیتهای مشابهی میباشند.)
تفکیک سفر، تفکیک روش سفر
چراغهای راهنمایی شکل (تصویری)
شیوه، طرز، روش، روال، نحوه، شکل، سبک، مد، وضعیت، حالت
روش تناوبی، شکل تناوبی
تغییر مد حملونقل، تغییر شیوه حملونقل
شیوه کنترل، روش کنترل
حالت چشمکزن
حالت ورودی
حالت به همپیوسته، حالت همپیوند