سر لوله
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pلولهگذاری، کار گذاشتن لوله
ترانشه لولهگذاری
خط لوله
خط لوله گاز
شبکه خط لوله
حملونقل لولهای
توضیح تکمیلی
(حملونقل کالاهای مایع و جامد در مسافتهای نسبتاً طولانی از طریق لولههای ویژه)
پیپت (وسیله آزمایشگاهی)
لولهکشی
رگاب، آبشستگی (خاک) [فرسایش]
پیستون
اثر پیستونی [تونل]
حلقه پیستون، رینگ پیستون
گودال، چال، حفره، چاله، معدن، معدن زغالسنگ، گود (خاکبرداری)
معدن قرضه، قرضه، گود خاکبرداری [عملیات خاکی]
چاهک جمعآوری فاضلاب