مغاکی - دریایی وابسته به دریای باز
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aپیرشدگی تسریع شده
صیقلی شدن تسریع شده
آزمایش صیقلی شدن تسریع شده، آزمایش پرداخت تسریع شده
شتاب، سرعتگیری، تسریع
ماده مربوط به تبدیل کل بدهی به دین حال
توضیح تکمیلی
ماده ای در قرارداد که طی آن شرط می شود در صورت اجرا نشدن تعهدات مستاجر ، مانده بدهی وی دین حال شود و بلافاصله قابل پرداخت باشد.
تأخیر شتابگیری
خط عبوری افزایش سرعت
سروصدای شتابگیری
خط عبوری افزایش سرعت
مدت زمان افزایش سرعت
شتاب دهنده
تسریعکننده گیرش بتن، تندگیر کننده بتن
پدال گاز
شتاب سنج
امتناع از دریافت، امتناع از پذیرش، نکول (برات)