آزمون غوطهوری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iثابت، ساکن، بیحرکت، بیتحرک
سکون، ثابت بودن، بیحرکتی، بیتحرکی
سکون، عدم تحرک، رکود، انتقالپذیری، ثابت کردن، ساکن کردن
توقیف وسیله نقلیه
ثابت کردن، ساکن کردن، مانع حرکت شدن، مانع فعالیت شدن، مانع کار شدن، از تحرک انداختن، از گردش خارج کردن، به سرمایه ثابت تبدیل کردن
ثابت، غیرمنقول، تغییرناپذیر، تزلزلناپذیر، راسخ، استوار، پایدار
اموال غیرمنقول
معافیت، بخشودگی، مصونیت [قانونی]
تصادف، تصادم، برخورد، اصابت، شدت تصادف، شدت برخورد، ضربه، تأثیر، اثر، فرو کردن، درهم فشردن
اثر زیستمحیطی
مقاومت در برابر ضربه
تأثیر ترافیک
تحلیل اثر
زاویه برخورد
ارزیابی اثر، برآورد تأثیر