ایستگاه اتوبوس در پاییندست (تقاطع)، ایستگاه اتوبوس قبل از تقاطع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nسوارهروی سمت راست (در بریتانیا سمت چپ)
خط عبوری سمت حاشیه راه، خط عبوری سمت راست
حق تقدم با سمت راست (در بریتانیا سمت چپ )
توقف در پاییندست (قبل از تقاطع)، ایستگاه در پاییندست(قبل از تقاطع)
لازم، ضروری، الزامی، ناگزیر، اجتنابناپذیر، محتوم، واجب، لوازم، ضروریات، مایحتاج(زندگی)
شرط لازم
نیاز، احتیاج، ضرورت، لزوم، فقر، تنگدستی، نیازمندی، احتیاج داشتن، لازم داشتن، خواستن، لازم بودن
نیاز به حملونقل
نیاز به پارکینگ، تقاضای پارکینگ
منفی، کلمه منفی، جواب منفی، قطب منفی، کاتود، عدد منفی، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مخالفت کردن
شیب منفی
لنگر منفی (سازه)
فشار منفی آب منفذی
علامت منفی
اصطکاک جداری منفی، اصطکاک سطحی منفی