آهک زنده، آهک آبندیده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۸۷ مدخل · حرف Qماسه بادی، ماسه روان
آرام، ملایم، ساکت، بیحرکت، ساکن، راکد، کساد، بیسروصدا، خلوت، بیدغدغه، بیتشویش، آرام کردن، خاموش کردن، ساکت کردن، آرام شدن، خاموش شدن، ساکت شدن
بند انتفاع بی دغدغه
توضیح تکمیلی
بند مهمی در قرارداد لیزینگ مادر که به مستاجر ، مادامی که مرتکب تخلفی نشده باشد ، اجازه استفاده بدون تشویش از دارایی را می دهد.
خیابان آرام (کمتردد)
منطقه با خیابانهای کمتردد (آرام)
خارج قسمت، بهر (ریاضی)، میزان، درجه، مقدار