مواجب، حقوق
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sفروش، میزان فروش، مزایده، حراج
فروش اعتباری
فروش (بلیط) در داخل وسیله نقلیه
مدت فروش، دوره فروش
فروش و اجاره مجدد
توضیح تکمیلی
معامله ای که در آن شخصی تجهیزات در حال بهره برداری خود را به یک موجر می فروشد و هم زمان همان تجهیزات را از او اجاره می کند.
بهای فروش، ارزش بازاری، قیمت واقعی فروش
شوری، درجه شوری، میزان شوری
نمک، نمک زدن، نمک اضافه کردن، نمک پاشیدن (روی جاده)
نمک یخزدا
نمک برفروبی
پاشیدن نمک، نمکپاشی
انبار نمک
مخزن نمک
پهنه نمکی
مخلوط نمک