سرویس تندرو
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eقطار سریعالسیر
حملونقل سریع، حملونقل سریعالسیر
حملونقل سریعالسیر برنامهریزی شده (زمانبندی شده)
حملونقل سریع (سریعالسیر) مرحلهای
بیان، اظهار، شرح، نمود، نمایش، ترجمان، عبارت، اصطلاح
بزرگراه، راه تندرو
امتداد، ادامه، تمدید، توسعه، گسترش، بسط، افزایش، الحاق، تعمیم، داخلی (شماره تلفن)
جلو آمدن پیادهرو، (پهن) بزرگ کردن پیادهرو
تمدید مدت سبز، طولانی کردن زمان سبز (چراغ راهنمایی)
افزایش زمان سبز (چراغ راهنمایی)
گسترش آزادراه، توسعه آزادراه
شماره تلفن داخلی
دوره تمدید، زمان تمدید
مرحله تمدید
کششسنج، جابجاییسنج
توضیح تکمیلی
(دستگاه اندازهگیری تغییر طول یا انبساط بر اساس مقاومت الکتریکی)