دستگاه حفاری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bنمونه حفاری
کفشک حفاری
ادوات حفاری
الگوی حفاری، گاباری حفاری
آزمایش حفاری
ابزار حفاری
دکل حفاری
خرک حفاری
سه پایه حفاری
واحد حفاری
منطقه، شهرستان آزاد
توضیح تکمیلی
شهری که در کنار شهر بزرگتری قرار داد، ولی از خود شهردار و انجمن شهر دارد (در برخی ایالتهای آمریکا)
شهرستان آزاد (بریتانیا)، حوزه انتخابی (نمایندگی مجلس)
عوارض منطقهای، مالیات منطقهای
معدن قرضه، قرضه، گود خاکبرداری [عملیات خاکی]
مصالح قرضه