صفحه نمایش، پرده نمایش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dواحد نمایش
واحد نمایش تصویری
انهدام، از بین بردن (زباله)
دفع زباله
دفع زباله، از بینبردن زباله
بحث، گفتگو، مشاجره، مناقشه، دعوا، اختلاف نظر، تردید کردن، بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن
دایره حل اختلاف
مختل کردن، وقفه ایجاد کردن، درهم ریختن، آشفتن
مختل شدن (جریان) ترافیک [عملیاتراهسازی]
ایجاد شکاف، وقفه، قطع، برهم زدن، بینظمی، اختلال، آشوب
اختلال ترافیک [به دلیل عملیات راهسازی]
نارضایتی، عدم رضایت، ناخرسندی، ناخشنودی
پخش، انتشار، اشاعه، پراکندن
انتشار اطلاعات
حل، فروپاشی، تلاشی، زوال، فسخ (قرارداد)، اختتام، ختم (جلسه)، قطع (رابطه)