حد، اندازه، مقیاس، مقدار، درجه، وسعت، پهنه، عرصه، گستره، پهنا، عرض، طول
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eحد نوری، حد اپتیک
خارجی، برونی، بیرونی، قسمت بیرونی، سطح خارجی
سفر خارج به خارج، سفر برون به برون
توضیح تکمیلی
(سفری است که مبدأ و مقصد آن در خارج از یک محدوده ویژه قرار گرفته باشد.)
سفر خارج به داخل، سفر برون به درون
توضیح تکمیلی
(سفری است که مبدأ و مقصد آن در خارج از یک محدوده ویژه و مقصد آن در داخل آن محدوده قرار گرفته باشد.)
خط (محدوده) خارجی
ایستگاههای محدوده خارجی
روشنایی خارجی [تابلو]
سروصدای خارجی
سفر خارجی
توضیح تکمیلی
(سفری است که معمولاً مبدأ و مقصد آن در خارج از محدوده مطالعه باشد.)
لرزاننده بیرونی، لزاننده سطحی (بتن)
تابلوی روشن شده از خارج، تابلوی نور داده شده از بیرون
نابودی، انهدام، انقراض، خاموشی، خاموش کردن، اطفا
ضریب اطفا [دود]
خاموش کردن، فرونشاندن، نابود کردن، از میان بردن
کپسول آتشنشانی